تبليغاتX
سطر هشتم >
 
 
 

همه چیز از کناره ها

نگاهی به مجموعه ی (( این نام از بیماری مزمنی رنج می کشد )) 

سروده ی رضاکردبچه               

                                                                  به قلم: فرهاد کریمی

دهه ی (( هشتاد )) دهه ای پُر سروصدا برای ادبیات ما بود. فضاسازی ها و جریان های زیادی به راه افتاد و شعر به دنبال راهی برای جدا کردن خود از جریان های پیشین، تا وام داری اش را از آنها به اتمام برساند. کارکرد زبان و صدای شعر در شعرِ این دهه بیشتر از هر دهه ای اهمیت یافت. زبان و کارکرد آن در محیط های اجتماعی با اندیشه هایِ روزمره و تازه ی شاعران وارد بازی تازه ای شده است و استفاده از ظرفیت های خاص کلامی در متن و اجرای زبان، پروسه ای شاخص در شعر شاعران دهه ی هشتادی می باشد.

مجموعه ی تازه انتشار یافته ی رضا کردبچه با نام " این نام از بیماری مزمنی رنج می کشد " تحت تأثیر ظرفیت های زبانی و زمانی شعر امروزی قرار گرفته با تأکید بر این نکته که ( زمان ) در این مجموعه برخلاف زمان نیوتنی در منتهاالیه امورات قرار نمی گیرد و خطی و ثابت نیست. (( زمان )) در شعر رضا کردبچه زمانی است که گسترش پیدا کرده و ابزاری نیست. کنکاش در خاطرات گذشته و دست به دامان حال شدن و تلاش برای پیوند این دو، شعر کردبچه را از زمان خطی و مطلق دور نگاه داشته است. شالوده ی اصلی تفکر در اشعار این مجموعه درگیری های پراکنده ای است که شاعر با خاطراتش دارد و بازخوردهای آن را به رخ خواننده می کشاند. این درگیری های پراکنده با بازی در زبان بیشتر نمود پیدا می کند کردبچه در اجرایبازی های زبانی بی تجربه نیست او در کتاب قبلی خود " ته مانده های حاصل ار تقسیم من ... " هم نشان داد که زبان را خوب می شناسد. شکی نیست که هر مولف ارباب متنی است که تولید کرده و جهان متنی هر شاعر از جهان ذهنی او تأثیر می پذیرد. جهان متنی رضا کردبچه (( متنِ بی زمان )) نیست و به صورت چند محوری و دیالکتیکی در حال تکثیر است. متنی که کردبچه تولید کرده است از نشانه شناسی خاصی برخوردار است و همه چیز به خود متن ارجاع داده نمی شود خواننده به دنبال ذهن شاعر می دَود و امکان بازتولید مجدد برایش وجود دارد. این مجموعه هر چند با ساده نمایی ـ خاصِ شعر این دهه ـ سعی دارد خواننده را زیاد پریشان نکند اما در پاره ای سطرها این اتفاق می افتد و شاید شاعر از روی عمد به دنبال فرو ریختن ذهنیات مخاطب رفته است:

درد پهلو به پهلویم می شود از بود یکی نبود تو را با خود

خمیده خمیده می کشم

همه چیز از کناره های تو شروع به پهلو گرفتن گرفته بود

که غلت می پیچم از پیچ و تب خالی کناره گیری های تنی از پهلوهایم

... / (( تخت شماره 6 ص 33 ))

 

شعر همواره تلاش می کند تا خودش را به نمایش بگذارد اما این نمایش باید آنقدر با اقتدار باشد که تا مدت ها بعد از خوانده شدن در اذهان بماند و این شاعر است که باید اقتدار را به شعرش تزریق کند. بعد از خواندن یک شعر یا یک مجموعه در نهایت آنچه خواننده به دست می آورد یک تصویر، یک عکس، یک دریافت و ... است. تصویر و دریافتی که بعد از خواندن مجموعه ی " این نام از بیماری مزمنی رنج می کشد "به خواننده دست می دهد چیست؟

فرد در هنگام خوانش به بازخوانی و یادآوری تجارب شخصی خود برانگیخته می شود و در فضاهای بینامتنی (( intertextual )) و ارجاع های درون متنی، برای پیوستن به جهان موجود در سطرها حرکت می کند. از این منظر است که ما می توانیم مدعی شویم شعرِ رضا کردبچه شعری زنده و پویاست شعری است که به شعریّت رسیده و حضورِ سیّال خودش را اعلام می کند.      

نگاه به فرهنگ و قابلیت های منطقه ای یا همان (( بومی گرایی )) از جمله امتیازاتی است که یک مجموعه می تواند داشته باشد. شاعر ما با تفکرِ (( منطقه ای فکر کن جهانی بنویس )) آشنایی دارد اما ایرادی که به او وارد است این است که چرا این اندازه بومی گرایی را پشت گوش انداخته و جزء یکی دو مورد اشاره ای دیگر نداشته است:     

... حالا می خواهم با خاطره

دختر کُردی با دستمالی بر سر و دستمال خیس و سفیدی در دست

دست در دست هم کُردی برقصیم

روی پا کُردی برقصیم رقص پا کُردی برقصیم پا به پا کُردی برقصیم

... / (( تخت شماره 3 ص 17 ))

 

عناصر شخصیتی ای که شاعر به شعر می بخشد ـ بیماری هایی که کردبچه شعرش را دچار آن کرده ـ همواره به شکلی هوشیار در شعرها جریان دارند و شاعر اجازه نمی دهد فاصله ای بین این عناصر و مفاهیم حاصل از آن ایجاد شود. ارجاع ها به خارج از متن آنقدر عینی و بدیهی است که مخاطب حسّ می کند در آن لحظه درگیر آن مسائل شده و دارد آن را تجربه می کند. شاعر با تلفیق حسّ های درونی و ارجاع های بیرونی مخاطب را در معرض تجربه های حسّی و واقعی قرار می دهد.

 تنها به همین حشره ای که خودش را مدت مدیدی است

به پشت شیشه می مالد؛ چشم دوخته ام

به همزیستی مسالمت آمیزی تن داده ام بال به شیشه می مالم

با کناره های شیشه به شدت کنار می کشم

... / (( تخت شماره 9 ص 42 ))

    عنوان کتاب، طرح جلد و حتا عنوان شعرها هم ابهام آمیز است. شاعر نسخه ای برای بیمار ـ مخاطب به نظر من ـ تجویز کرده و پیشنهاد داده است و در هر شعر هم تختی آماده کرده که ذهن بیمار ـ مخاطب ـ در هر تخت با تئوری هایی تست می شود. در (( تختِ شماره ی یک )) که رضا کردبچه بیماری ای به نام شعر گرفته و در تخت های دیگر بیمارانی ـ مخاطبانی ـ دیگر به بیماری هایی دچار می شوند. نمادهایی هم مانند (( زنبور، عنکبوت و ... )) برای همان ارجاع هایی است که اشاره شد.

به هر روی هر شعر تازه ای برای تولید شدن نیازمند ایده و ذهنی تازه است و شعرهای مجموعه ی (( این نام از بیماری مزمنی رنج می کشد )) از ذهنیات شاعری جوان با تفکرات و دغدغه هایی تازه شکل گرفته و این کتاب نوید می دهد که رضا کردبچه می تواند شاعری جریان دار و روشن بین در دهه ی نود باشد.

-------------------------------------------------

این مطلب در روزنامه اطلاعات سراسری (ضمیمه ادب و هنر) 

سه شنبه مورخه 88/9/24 به چاپ رسیده است..."لینک"


شنبه 1388/10/05
 
 
  منوی اصلی
صفحه اول
تماس با من
آرشيو مطالب
 
  درباره وبلاگ
از فرهاد كريمي منتشر شده است:
دست خالي مجموعه‌ي شعر 83

منتشر مي‌شود:
1- كــــــه مجموعه‌ي شعر
2- این خانه فردا سیاه می شود مجموعه ی شعر
3- زنِ سطر هشتم روايتي
4- حرفِ حرف مجموعه‌ي شعر
5- یک دقیقه عصر مجموعه‌ي شعر
6- من،تو،او مجموعه ی داستان
7- گزاره‌ها مجموعه‌ي نقد
8- و ...

 
  آرشیو مطالب
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
آرشيو
 
 
دوستان
 
  مطالب دیگر
همه چیز از کناره ها نگاهی به مجموعه ی (( این نام از بیماری مزمنی رنج می کشد )) سروده ی رضا کردبچه
هم سایه
دهه ی هشتادی ها برای دهه ی هفتادی ها شاخ و شانه کشیدند/ ابوالفضل پاشا خبرگزاری کتاب ایران
شب دوم
نقدی بر یک نقد (( هوای هرات علی الفتی ))
جا زدن
شاملو و دغدغه‌ی انسان
مجموعه ی شعر (( حرف حرف )) و مجموعه ی داستان (( زن سطر هشتم )) غیر قابل چاپ اعلام شد!
یک فرصت
اين قطعه: باز هم تو
آستارا ، خيابان حافظ ، برسد به دست داوود/ نگاهي به مجموعه‌ي شعر «تهران براي شعر شدن شهر كوچكي‌ست» داوود ملک زاده
قتل عمد
قیافه ات بدجوری در معرض این شعر قافیه گرفته است/ نگاهی بر مجموعه‌یِ شعرِ "ته مانده‌های حاصل از تقسيم من بر خيلی چيزهای ديگر شعرهای ديگری می‌شود مانده در من" سروده‌ی رضا کردبچه
فکرهای یک فکر
مارسل پروست
شعر خ
شعر دال
آرشیو مطالب دیگر
 
  امکانات وبلاگ

 

keh

keh

http://keh.blogfa.com

سطر هشتم

سطر هشتم

سطر هشتم

از فرهاد كريمي منتشر شده است:
دست خالي مجموعه‌ي شعر 83

منتشر مي‌شود:
1- كــــــه مجموعه‌ي شعر
2- این خانه فردا سیاه می شود مجموعه ی شعر
3- زنِ سطر هشتم روايتي
4- حرفِ حرف مجموعه‌ي شعر
5- یک دقیقه عصر مجموعه‌ي شعر
6- من،تو،او مجموعه ی داستان
7- گزاره‌ها مجموعه‌ي نقد
8- و ...

سطر هشتم

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog