در يك دقيقه ی عصر / علی الفتی
در يك دقيقه ی عصر
نگاهي به دومين مجموعه شعر فرهاد كريمي انشارات بوتيمار- 1389
شعر فارسي وضعيت پيچيده اي به خود گرفته است هر چند در گذشته نيز چنين بوده است حتي در دوره نيما نيز كه خود وضعيتي معتدل و محتاط بود باز شاهد چند لايه اي بودن فعاليت هاي ادبي خصوصا شعر بوده ايم و هيچگاه شعر فارسي طي يك قرن اخير به انسجام و يك نواختي نرسيده است كه البته علاوه بر تبعات ناشي تفريق آرا اين عدم انسجام را مي توان ويژگي نيز قلمداد كرد. با اين تعاريف شعر فارسي هنوز درگير بايدها ونبايدهايي است كه گاها تنش هاي ذهني و دستوري ايجاد مي كند سايه شعر موزون و منظوم فارسي به حدي وسيع و سنگين است كه پس از دوران مشروطه با وجود آغاز نوشتن شعري غير كلاسيك باز نمي توان با ثبات مطلق گام برداشت و اين خطمشي جوامعي است كه هنوز دلبستگي به بسياري از عادات سنتي و البته ديكته شده خود دارند و هميشه تغيير ذائقه براي قشر عـام بسيار دشوار بوده است طي پنج دهه اخير قرائت و دستور العملهاي بسياري از شعر فارسي دري كه اغلب از سوي شاعران بود ارائه شده است كه هر كدام در نوع خود قابل تامل و بررسي است عبور ساده از كنار اين آزموده ها كاري غير حرفه ايست.
بي شك هر شاعر با نشر اثر خود حرفي براي گفتن و زاويه اي براي نگريستن جهان هستي دارد يعني ما به كمتر اثري بر مي خوريم كه در پشت آن انديشه اي نهفته نباشد اما بحث در خصوص نحوه اجراي اين ذهن و فكر است كه اثر را به چالش مي كشاند و اينجا آغاز بيان نگاههاي مختلف است. امروز در ايران و زبان فارسي در بين شعر جوان و غير جوان گروههاي مختلفي به كار شعر مي پردازند شاعراني هستند كه سعي در واژه آفريني براي شعر دارند و هر كلمه حاضري و دم دستي را در شعر به كار مي برند و گروهي ديگر واژگان شعر را چيزي جدا از زندگي روزمره دانسته و وجود تركيبات تازه و شكستن دستور زبان و ايجاد ساختار نحوي متفاوت و خيلي مسائل ديگر خود حكايتي مفصل است ،
فرهاد كريمي شاعر جوان كرند غربي نيز در اين دهه فعاليت ادبي خود را شروع كرده و روز به روز جدي تر از گذشته و خيلي هاي ديگر به شعر مي پردازد. با نگاهي به آثار او كه با مجموعه ( دست خالي) آغاز گرديد و تا امروز با مجموعه ( يك دقيقه عصر) ادامه دارد متوجه اين جديت و تغيير مي شويم متاسفانه اغلب بچه هاي كرمانشاه در شعر آزاد جدي نيستند و تنها به لطف چند نفر است كه نفس مي كشد كه آن هم در نشر آثارشان خيلي تنبل و بي انگيزه اند و اين مسئله خود به خود فضاي سنگيني را براي شاعري كه اثري را منتشر مي كند ايجاد مي كند و خيلي از شيطنت هاي جواني كه كاملا طبيعي است. ولي هنگامي كه شاعري دومين اثرش را منتشر كرد به ما مي گويد كه حرف بسياري براي گفتن دارد كريمي ذهن و انديشه خوبي دارد با مطالعه و شناخت بيشتر اثر و حتا خود او متوجه زلاليت و صميميت خاصي مي شويم او در سرزمين رازآوري به دنيا آمده و هنوز ساكن است كه از درختان سالخورده و صخره هاي جوانش شعر وانديشه مي بارد مخاطب در مطالعه مجموعه شعر (يك دقيقه عصر ) تغييرات محسوس شعر او را لمس مي كند جهش بسياري نسبت به مجموعه قبلي او ايجاد شده ذهن او درگيري بسيار با شعر دارد و اين دغدغه در متن بر كسي پوشيده نيست شعرهايي كه در اين مجموعه حضور دارند را مي توان در يك فضا جمع بندي كرد و بايد چنين باشد زيرا شاعر اين مجموعه به اين باور كلي در شعر رسيده است او در بين هم نسلان خود و در شعر خاص خود حرفهايي براي گفتن دارد وقتي اين شعر ها را با بسياري از دوستان وبلاگ نويس و كتابهايي نسل جديد تر مقايسه مي كنيم مي بينيم اين مجموعه جايگاه خوبي دارد. فرهاد كريمي را بهتر از ديگران مي شناسم طي پنج سال اخير ما با هم مراوده بيشتري داشته و تعدادي از اين اشعار را با هم خوانده و بررسي كرده ايم اما در خوانش اين مجموعه با چالش هايي مواجه شدم كه به نظر مي رسد قابل نقد وبررسي باشد. به نظر من اجراي ناموفق زبان، شعريت در اين مجموعه را تحت تاثير قرار داده است البته ذكر اين نكته كه جدا از فعاليت شاعر است و به ناشر و ويراستار برمي گردد الزامي به نظر مي رسد كه ناشر نازنين در چينش سطرها هيچ گونه نظارتي نداشته و شاعر در همه امور دخيل است كه نقدي است كه به ناشر وارد است صفحه آرايي ،سفيدخواني ،رعايت فاصله و. . . . در شعر آزاد خيلي اهميت دارد به نظر من كار شاعر نيست ؟! نوع نوشت عمودي سطرها در اين كتاب مخاطب را آزار مي دهد و خوانش شعر را با لكنت و بي نظمي مواجه مي كند و براي كسي كه سخت گير باشد بهانه ايست كه ناشر يا شاعر دست منتقد مي دهد و اگر شاعر نيز ادعا كند كه عمدي ست باز در وضعيتي و چالشي جديد قرار مي گيرد زيرا رعايت اين موارد از ملزومات اوليه شعر است و نوآوري در اين زمينه كمتر اتفاق مي افتد . مثله كردن سطرها بدون در نظر گرفتن شعر كاملا غير قانوني است و اتفاقي غير طبيعي براي هدر رفت يك شعر است پس و پيش قرار دادن بسياري از سطرها در اين مجموعه شعريت را تحت شعاع قرار داده و از فرهاد كريمي بعيد است زيرا انديشه اين اشعار بسيار قوي تر از زبان و ساختار بيروني مجموعه است رعايت توازن دو مقوله حق اين اشعار است وي بايد بپذيرد كه شاعري معناگراست و نيازي به اين گونه نوشتار نيست ؟! تا صفحه 16 اشعار زيبايي را نسبتا بي عيب مي خوانيم و در جهان شعر او با نگرشي زيبا مواجه مي شويم شعر ( اضافه - ص 16) در وسط شعر با سطري به نام (برلعنت بد چشم ) روبرو مي شويم كه كاري كاملا غير منطقي است و براي من خواننده بسيار آزار دهنده و بي معنا است و فكر نمي كنم توجيه و توضيح خاصي داشته باشد هر چند از اين گونه تركيبات در مجموعه زياد به چشم مي خورد گاها سطرهاي فانتزي اين مجموعه با ساختار اصلي سنخيت ندارند سير نزولي اين مجموعه در ( ص 33 ) شعر شرح در متن خود را آشكار مي كند و اين آسيبي جدي براي مجموعه است چرا نبايد با ويرايش بيشتر از اين اتفاق جلوگيري كرد؟ انگشت انتقاد من بيشتر به سوي دوست ديرينه ام ،ناشر محترم است كه در سطر بندي ها دقت و نظارت كافي نداشته و شايد هم آقاي كريمي مانع از انجام اين كار بوده اند ولي هر اتفاقي كه در هواپيماي (يك دقيقه عصر) افتاده است اتفاقي فني و غير شعري است كه اميدوارم در چاپ بعدي اثر مرتفع شود و اين ايراد نشر است كه گريبان اغلب اشعار اين مجموعه را گرفته است يا در صفحه 47 سطرهاي داخل مستطيل انگار در اثر به هم خوردن فونت و ايراد تايپ هارموني اش به هم خورده است واگر چنين نيست واقعا حيف است تعمدي باشد به هر حال اين ايرادات هشدار جدي براي جلوگيري از اتلاف شعر و ملزومات اوست نه خرده گرفتن بر وي هر چند ديدگاه من نمي تواند از شاعرانگي هاي فرهاد كريمي چيزي بكاهد و قطعا تجربه اي براي نشر ديگر آثار اوست و كاملا طبيعي است فرهاد كريمي با نشر اين مجموعه جديت خود را در شعر امروز گوشزد نموده و داراي نگاه خاص خويش است اشعار اين مجموعه را بارها خوانده ام و چيزي كه به ذهنم رسيد نوشتم ، قطعا سخن من نيز خالي از عيب نيست براي فرهاد كريمي و جسارت شاعرانه اش احترام قائل ام (او بند بازي است در ارتفاع كه روي زمين اش شيرهايي گرسنه خوابيده اند بايد احتياط كند)
علي الفتي 20خرداد 89-كرمانشاه