یکی مثل من/ یکی مثل تو  (( برای تو ))

 

يكي مثل من به يكي مثل تو فكر مي‌كند و يكي مثل تو مي‌تواند هماني باشد كه يكي مثل من در به در دنبالش در می‌زند به هر خانه‌ای، هر کوچه‌ای، هر جمله‌ای، هر جا که به فکرش نمی‌رسد حتا.

 

يكي مثل من دلش مي‌خواهد به هر جا كه پا مي‌گذارد يكي مثل تو سايه‌اش دنبالش باشد و اين همسایگی ادامه بدهد به آمدنش تا آخر عُمر و عُمري يكي مثل تو كنار يكي مثل من باشد.

يكي مثل من هی مي‌نويسد و يكي مثل تو توي جمله‌هايش رژه مي‌رود و بالاخره كتابي نوشته مي‌شود از يكي مثل من با حضور يكي مثل تو لابه لای سطرهایش.