دو شعر جدید در روزنامه ی فرهیختگان شنبه ۹/۱۱/۸۹

 

شعر اول)  دستَـم هایت

 

ایستاده ام در ورودی دست هایت

 

دستم توی دست هایت

توی دست هایت دستم

دست هایت توی دستم

توی دستم دست هایت

 

 

دست هایت از میلِ تمام نشدن برگشته اند

دست هایم مایل به اتفاقِ همان اول شب

 

 

دستت توی دست هایی

توی دست هایی دستت

دست هایی توی دستت

توی دستت دست هایی

 

 

شعر دوم) انجمادِ کلمه ها

 

فرو رفته ام

محضِ جستجوی کلمه های منجمد

اینجا آخر شب هوا خیلی سرد می شود!

 

انجماد اول ـ شب

لرزش استخوانها

(جمله ناقص رها می شود آقای نویسنده؟)

 

انجماد دوم ـ شب

پاهای لعنتی ایستاده اند در فرو

رفته ام مچاله در سکوتی سیاه

 

انجماد سوم ـ روز

هیچ کسی و هیچ حرفی

فرو رفتگی هایم را مرور می کنم

 

انجماد بعدی ـ روز

ضلع غربی این اتاق

و گودی دست های من فرو

هیچ کلمه ای منجمد رها نشده است!

 

این شعرها را در سایت بلوط نیز بخوانید