بار منفی فرشته

روزنامه ی آرمان چهارشنبه 20/6/92

نگاهی به مجموعه ی شعر (( بار منفی فرشته )) لیلا مهرپویا


گر پشت خط بایستم / چیزی نصیبم نمی‌شود جز مُشتی نامه و نوشته/ اگر بیایم بگذارند بیایم روی خط/ ... ص 7.

این چند سطرِ اولین شعر مجموعه « بار منفی فرشته » سروده خانم لیلا مهرپویاست. مجموعه‌ای که در سال 91 توسط انتشارات بوتیمار مشهد به بازار کتاب عرضه شده است. جریان شعری‌ای که صرفا بر احساسات و عواطف مبتنی است و شاعر به زبان تحت عنوان یکی از ارکان اصلی شعر که زیبایی‌شناسی شعر باید بر پایه آن استوار باشد، نگاه نمی‌کند. به تعبیری دیگر در شعر ساده نگاران مخاطب با عدم توجه به ژرف ساخت زبان مواجه است. در این موقعیت دیگر نمی‌توان انتظار خلق معناهای متکثر در شعر را داشت. و به قول سوسور، واژه‌ها محصولات جمعی تعاملات اجتماعی و ابزارهای ضروری برای افراد بشر هستند که به وسیله آنها دنیای خود را بنیاد می‌گذارند و تولید می‌کنند. با این تفاسیر که به سراغ مجموعه شعر خانم مهرپویا می‌رویم می‌بینیم که یک سروگردن بالاتر از مجموعه شعرهایی است که طی سال‌های اخیر منتشر شده و دنبال مخاطبی می‌گردد که پیچیدگی‌های شعری را دوست ندارند، اما در پرداخت‌های زبانی ساده و سطحی هم نمانده است. البته چیزی که باعث ایجاد این برتری در این مجموعه می‌شود درایت خانم مهرپویا در پردازش اتفاقات عاطفی و احساسی است که ماهیّت اصلی اینچنین مجموعه‌هایی را تشکیل می‌دهند.

...

ادامه ی مطلب در آرمان: http://www.armandaily.ir/?NPN_Id=407&pageno=9

-----------------

بیست و سومین ماه نامه ی هنر و ادبیات (( تجربه )) ویژه ی شهریور ماه منتشر شد:

در این شماره و در قسمت کافه ی ادبیات، نقدها و نظرهای ادبی آثاری از میلاد ظریف، کامران برادران، پریسا چنگیزی، غلامرضا صفار، سیدفرزام حسینی، محمدآزرم و فرهادکریمی منتشر شده است. در قسمت پوشه، پرونده ی ویژه ی مهدی اخوان ثالث بررسی شده و نوشته هایی از منصور کوشان، محمدهاشم اکبریانی، ابراهیم مکلا  و گفتگو با جلال سرافراز به آن اختصاص داده شده است. در بخش تجربه شعر نیز آثاری از سعید سلطانی، گروس عبدالملکیان، داریوش معمار، مریم منصوری و...  چاپ شده است.

در متن:                       

حتا من بودم
ناشناس در شناسنامه ی وقتی سَر به احوال تو می گذارم      و توضیح دارد
البته اگر
چقدر در عبور اسم اعظمِ تو ایستاده ام

حالا درد می کِشم نمی مانی در توضیح داردِ اعظمِ خود
که شناسه هایم را گُم شده ای           در دور   در دست ها
از من برو
این دیکته در توزیح دارد     توضیح دارد   با شناسه هایش

فکر تخته عذابم می دهد    سیاه بود
پناه به حرف هایی که کز در زانویِ بغل
وقتی که ناگهان                                    کرده اند!

این را نه تو می دانی و نه می داند من را خوب می دانم
که ساعت ها بیدار    شاید

درست در یک دقیقه مانده به توضیح دارد!


خوابِ فردا                       

به ناگهان در نیستی های من
قدم می زنی نیز
از وسطِ غروب پیاده می شوی
صبح بادی از سمت هایِ        زُل می زند به
یک قدم این طرف     تَر می شوی         از آب      از ناگهان
موج های من روی گیسوهای تو
همین
نیمکت و تو روی دستِ ساحل

فردا خواب دیده ای:
[ وسطِ نیستی هایِ من پیاده شده ای! ]