مصاحبه ی من با هفته نامه ی آوای کرمانشاه، سه شنبه ۲۸ تیرماه ۹۰ درباره ی مجموعه داستان « من تو او»
مصاحبه ی من با هفته نامه ی آوای کرمانشاه، سه شنبه ۲۸ تیرماه ۹۰ درباره ی مجموعه داستان (( من تو او ))
گروه فرهنگ و اندیشه، محمود شاه محمدی:
جرقه ی این کتاب چگونه زده شد؟
همیشه عاشق آثاری بودم که نوعی نگاه جدید ذهنی و زبانی ارائه دهد. مثلن کارهای براتیگان را هر کدام چندین بار خوانده ام و هر بار هم برایم همان تازگی اول را دارند. یا مثلن آثار جيسون گورلي یا استانلی بوبین. یک روز ناگهانی و متاثر از فیلمی با بازی چارلی چاپلین ناخودآگاه داستان (( فکرهای یک فکر دیگرم )) در صفحه ی 21 به طور کامل در ذهنم ساخته شد. داستان را برای خانم لیلا صادقی که خودش در عرصه ی داستانهای زبانی فعالیت دارد و چندین کتاب منتشر نموده فرستادم. خانم صادقی از این داستان خیلی خوشش آمد و آنرا روی سایت خودش گذاشت. بعدن با راهنمایی های ایشان نوشتن این نوع داستان را ادامه دادم تا این که (( من تو او )) شکل گرفت. ضمن اینکه ذهنیت های فرهادگوران در آثارش در من تاثیرگذار بوده و هست. اما من در این بین راه خودم را تا حدود زیادی پیدا کرده و راه خودم را می روم. حالا مدعی نیستم که کار خیلی جدیدی ارائه داده ام اما دوست دارم آثارم همیشه جزء حداقل ها باشد کما اینکه از این نوع داستان در کرمانشاه تا حالا کاری ارائه نشده و در سطح کشور هم به سه یا چهار کتاب نمی رسد. آثار من نسبت به موارد مشابه دارای یکسری خصوصیات منحصر به خودم هستند.
بعضی ها معتقدند که این کتاب را نه می شود مجموعه داستان نامید و نه مجموعه شعر؟
در واکنش های اولیه ی مطبوعاتی مثلن روزنامه ی فرهیختگان که کتاب را سه نوبت معرفی کرده و در همین جا از دوست خوبم آقای سوری ممنونم و صبحت هایی که با چند تا از دوستان داستان نویس که در حال نوشتن نقد روی کتاب هستند داشتم همین نظر را بیان می کردند. اما من بر داستان بودن این کتاب اصرار دارم اما نه نوع داستانی که پارامترهای آن قرن هاست در ذهن ما نقش بسته. در کتاب (( من تو او )) ما با داستان زبانی روبرو هستیم و به قول خانم لیلا صادقی از آنجا كه تازگي و نوانديشي، هميشه قابل تأمل و تجربه است، ادبيات زباني تنها ادبياتي است كه قابليت تجربي بودن را دارد. ادبيات زباني يعني ادبياتي كه زبان در آن يكي از عناصر داستان است و هم پاي شخصيت پردازي و طرح و گره و غيره، نقش ايفا مي كند. حتا شايد بشود گفت كه همه اتفاق هاي داستاني در زبان داستان رخ مي دهد. از میان واژگان مطرح شده آن واژه ای نقش اصلی را ایفا می کند که پیوندهای معنایی و یا زبانی با متن و یا فرامتن پیش از خود داشته باشد. مثلن شما اگر به داستان (( توی این جمله ها صرف شوید )) در صفحه ی 47 نگاه کنید (( صرف شدن )) نقش اصلی را دارد و در چند معنی به کار گرفته شده بدون اینکه این جابجایی های معنایی در روند خواندن داستان وقفه ایجاد کند. در ادبیات زبانی دیگر ما محدودیتی نداریم و تعاریف از قبل ارائه شده رعایت نمی شوند. زبان آزاد است تا به همه جا سر بکشد و مهارت تولید کننده شرط قوی بودن کار است. زبان داستانی موجود در این نوع داستانها صرفن تکرار یکسری آواها برای ایجاد ریتم و موسیقی و ... نیست بلکه زبانی است که لایه های مختلفی از داستان را در بر می گیرد و این لایه ها با کشف روابط میان واحدهای زبانی شکل می گیرند. اتفاقات موجود در این نوع داستانها همه مربوط به خودِ متن است و به بیرون متن ربطی ندارد. یکی از خصوصیات ادبیات زبانی چندلایه گی آن است که هر خواننده می تواند با توجه به دانش خود با این کارها ارتباط برقرار کند.
خودتان به عنوان یک تجربه به آن نگاه می کنید یا می خواهید همین روند را ادامه دهید؟
به عنوان یک تجربه به آن نگاه می کنم و مدام دنبال تغییر هستم شما اگر سه کتاب من را کنار هم بگذارید هیچ کدام کوچکترین شباهتی به هم ندارند. معتقدم نویسنده ی خلاق نویسنده ای است که آثار جدیدش با آثار قبلی اش تفاوت بسیاری داشته باشد. برای رسیدن به این هدف هم می توان مرزها و خط قرمزها را شکست.
گویا این کتاب مدت زیادی منتظر مجوز ماند؟
نه، کتاب از لحاظ مجوز مشکلی نداشت و صدور مجوز آن کمتر از یک ماه طول کشید اما دلیل انتشار دیر کتاب طراحی جلد بود و چون ناشر روی کتاب سرمایه گزاری کرده خودش گرافیست داشت. طرح اولی که دادند نپسندیدم و حتا طراح را هم عوض کردیم طراح دوم خارج از کشور بود و تنها راه دسترسی به ایشان ایمیل بود که گاهی وقتها ایمیل ها را بعد از یک ماه و حتا بیشتر جواب می دادند و بعد از چند بار تغییر در طرح به طرح نهایی رسیدیم. باور کنید طرح جلد کتاب حدود هفت ماه طول کشید!
بعضی داستانها تصویر هم دارند.
همنشینی ادبیات با دیگر هنرها شاید به دوران باستان برسد زمانی که انسانها برای رساندن پیام خود به همدیگر روی در و دیوار غارها و ... نقاشی می کشیدند. هر هنری هم زبان خودش را دارد و در کنار هم قرار گرفتن این نظام های زبانی خودش نوعی دیگر از شیوه ی بیان است. در این نوع داستانها با استفاده از رسانه های دیگر تلاش می شود داستان از شکل کیشه ای آن خارج شود موارد اضافه شده به متن هم بخشی از داستان هستند که قابل حذف نیستند شما اگر هر کدام از تصویرهای اضافه شده به داستانها را در این کتاب حذف کنید متوجه می شوید که بار معنایی کار چقدر صدمه می بیند.
به نظر شما کتاب دچار یکنواختی روایتی نیست؟
با اینکه شخصیت های داستان یعنی همان (( من تو او )) در تمام داستانها یکی هستند اما روایت های مختلفی را بیان می کنند و در بسیاری از داستانها شخصیت ها به جای هم نقش ایفا می کنند و به شخصیت جدیدی تبدیل می شوند. این داستانها از توالی داستان های درهم برخوردارند و بعضی داستانها خودش شامل چندین خُرده داستان می شود برای همین کوتاه اما با پاگردهای زیاد به روایت در می آیند. خواننده برای برقراری ارتباط با این نوع داستانها باید بتواند با درک شیوه ی بیان روایت ها و چیدمان واژه ها، داستانی متفاوت دریافت کند. همین باعث تکثر معنایی و یافته هایی چندگانه از دلِ داستانهایی با ساختار واحد می شود. ضمن اینکه در بسیاری از داستانها بومی گرایی را هم به خوبی رعایت کرده ام. مثلن در داستان (( حرف ها + ماهی ها + [ ] ها )) در صفحه ی 51 تفکر (( تناسخ در آیین یارستان )) اجرا شده است.
وضعیت نقد ادبی را چگونه می بینید؟
اگر منظور شما نقد در ادبیات کرمانشاه است به نظر من از نوعی بیماری مزمن رنج می برد. کتابی که در کرمانشاه منتشر می شود دوستان منتقد یا سکوت می کنند یا به جای کتاب خود مولف را به نقد می کشند. کتاب (( یک دقیقه ی عصر )) را که سال قبل منتشر نمودم تنها یک نقد از دوستان کرمانشاهی روی این کتاب نوشته شد در صورتی که حدود دوازده نقد از منتقدین جاهای مختلف کشور روی این کتاب نوشته شد. در جاهای دیگر مثل جنوب و شمال روی کتابهای هم نقد می نویسند و با این کار به معرفی کتاب همشهری هایشان کمک می کنند چیزی که در کرمانشاه عکسِ آن عمل می شود.
ادبیات کرمانشاه را در چه مرحله و وضعیتی می بینید؟
نگاه مثبتی دارم در حوزه ی ادبیات کردی و فارسی دوستان دارند خوب کار می کنند شما اگر آمار بگیرید آثار انتشاری نسبت به قبل رشد خوبی دارد. صفحه های ادبی بعضی سایت ها و مطبوعاتی که دوستان باتجربه مثل: بلوط و صدای آزادی، آوای کرمانشاه و ... کار می کنند نقش هدایت کننده ی خوبی دارند و می توانند بیشتر داشته باشند. جدا از بزرگانی که می شناسیم: فرهادگوران، فریاد شیری، علی الفتی، جلیل آهنگرنژاد، جلیل الیاسی، سیدجبار عزیزی ، صلاح قره تپه ، سعید عبادتیان، رضا موزونی و ... وزنه های ادبیات کرمانشاه (( کردی و فارسی )) هستند.