انجمادِ کلمه ها
انجمادِ کلمه ها (( چاپ شده در فصلناه مه ي ادبي درگاه ))
فرو رفته ام
محضِ جستجوی کلمه های منجمد
اینجا آخر شب هوا خیلی سرد می شود!
انجماد اول ـ شب
لرزش استخوانها
(جمله ناقص رها می شود آقای نویسنده؟)
انجماد دوم ـ شب
پاهای لعنتی ایستاده اند در فرو
رفته ام مچاله در سکوتی سیاه
انجماد سوم ـ روز
هیچ کسی و هیچ حرفی
فرو رفتگی هایم را مرور می کنم
انجماد بعدی ـ روز
ضلع غربی این اتاق
و گودی دست های من فرو
هیچ کلمه ای منجمد رها نشده است!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ ساعت توسط فرهادکریمی
|